انتشارات علم استادان
جستجو

برگی از کتاب ارزیابی عملکرد کارکنان

فهرست مقاله

ارزیابی عملکرد کارکنان

ارزشیابی، به عنوان یک فعل، از ابتدای خلقت بشر و در ذات و کردار اغلب موجودات زنده، به نوعی حضور داشته واساسا مبنای رفتارهای فطری و اکتسابی بشر بوده است. ادیان الهی عموما معیار و شاخص های رفتاری و کرداری به انسانها عرضه کرده، در ازای تبعیت از آنها پاداش‌های معین و در صورت استنکاف نیز مجازاتهای معینی را بشارت داده اند. نـظام ارزیابی عملـکـرد، یـکی از مهمترین و پایـه ای تـریـن زیـر نـظام هـای منـابع انسانی محسوب می شود ، بدیهی است که ارزیابی عملکرد کارکنان فرایندی بسیار مهم و از حساس ترین مسائلی است که مسئولان سازمانها با آن روبه‌رو هستند (تاج الدین و درویش، ۱۳۸۸،ص ۱). سازمان‌ها، برای حفظ بقای خود و پیشرفت در دنیای رقابتی، به بهبود مستمر عملکرد خود نیاز دارند. منابع انسانی سرمایه‌های بنیادی سازمان‌ها و منشاء هر گونه تحول و نوآوری درآنها تلقی می‌شوند. انسان موجودی است تغییر پذیر با تحولات و توانایی‌های بالقوه بی‌شمار. این توانایی‌ها باید ارزیابی و تحت شرایط تعلیم و تربیتی مطلوب از قوه به فعل در آیند. از دیدگاه سازمانی ارزیابی عملکرد کارکنان، وظیفه‌ای ضروری و انکارناپذیر در زمینه سنجش پیشرفت افراد در مسیر نیل به اهداف و ماموریت‌های سازمانی است. ارزیابی عملکرد، موجب آگاهی و بازخورد شده و نقاط قوت و ضعف عملکرد و موقعیت سازمان در محیط پرتلاطم و پر از تغییرات محیطی را تعیین خواهد کرد. اصلاح عملکرد فردی و سازمانی، کلید موفقیت در رقابت است. ارزیابی عملکرد کارکنان، به مدیران کمک می‌کند تا میزان تحقق اهداف استراتژیک سازمان را کنترل کنند. مدیران برای آگاهی در مورد میزان تحقق اهداف سازمان، لازم است با تمام کارکنان در ارتباط باشند. این امر، مستلزم آن است که مشاغل را بدرستی طراحی کرده، افراد مناسب و آموزش دیده را برای تصدی سمت‌های سازمانی برگزینند و برای دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان به آنها پاداش مناسب دهند و انگیزش لازم را ایجاد کنند(رحمانی، ۱۳۸۴).

  اهمیت و ارزش عامل انسانی در سازمان

بدون شک «منابع انسانی» شریفترین، مهمترین و با ارزش ترین عوامل تولید هستند که به کمک وسائل و امکانات مادی به اهداف و خواسته های سازمان ـ که همانا تولید محصولات (کالا یا خدمات) می باشد ـ جنبه تحقق می بخشند. این کالاها یا خدمات در جهت ارضای قسمتی از نیازهای مردم جامعه ـ که خود جزئی از آنها هستند ـ مورد استفاده واقع می شود. در هر سازمان منابع مادی را می توان با استفاده از فنون و روش های جدید به صورت بهتری به کار گرفت، لکن استفاده بهتر از منابع انسانی مستلزم ابتکار و پیروی از فلسفه مناسبی است. زیرا افراد بشر چون احساس، عاطفه و منزلت انسانی دارند و نیز دارای قدرت تفکر، اندیشه، شعور و نطق هستند، بر خلاف مواد و اشیاء، از خود عکس العمل نشان می دهند و واکنش آنها در بسیاری موارد قابل پیش بینی و محاسبه نیست (کاظمی، ۱۳۸۰، ص ۱۹).

منابع مالی اعم از سرمایه و اعتبارات، منابع فیزیکی اعم از ساختمان، ابزار آلات و فن آوری (تکنولوژی) و منابع اطلاعاتی همچون اسناد و مدارک موجود در بایگانیها و نرم افزارهای رایانه ای، هیچ یک نمی تواند بدون دخالت مستقیم انسان، سازمان را در نیل به اهدافش یاری رساند.

این منابع انسانی سازمان اعم از مدیران، سرپرستان، کارشناسان و سایر کارکنان هستند که منابع دیگر را تلفیق، ترکیب و برای نیل به اهداف سازمان هماهنگ، یکپارچه و مجهز می کنند. سازمان منهای منابع انسانی در واقع یعنی هیچ، و هیچ ارزشی ندارد. انسان مهم ترین سرمایه سازمان است. چنانچه عامل انسانی را از سازمان حذف کنند، آنچه باقی می ماند ـ یعنی عوامل و امکاناتی چون ساختمانها، ماشین آلات، تجهیزات، ابزار و ادوات، مواد و غیره به خودی خود قابل استفاده نمی باشند، و پشیزی ارزش ندارند. انسان است که به آنها روح می دهد و از آنها در جهت ارتقاء، بهبود و تکامل زندگی خویش بهره می برد. انسان بزرگترین و با ارزش ترین دارایی سازمان است که هرگز در ترازنامه ها و صورت های سود و زیان شرکتها منعکس نمی شود، در حالی که سودآوری سازمان با انسان است و انسانها پشتوانه مطمئن و مستحکم برای کسب موفقیت یک سازمان هستند (کاظمی، ۱۳۸۰، ص۲۰).

اغلب چنین به نظر می رسد که کارخانه ها و شرکت های مختلف بر اثر نوع و کیفیت فرآورده های خود، با یکدیگر رقابت می کنند. گرچه این مطلب به ظاهر درست است، لکن واقعیت قضیه آن است که بگوییم این سازمانها بیشتر به لحاظ نیروی انسانی، و در رأس آن مدیران خود با یکدیگر در رقابت هستند، نه به خاطر محصولاتشان. چرا که نیروی انسانی آنها محصولات را تولید و به بازار عرضه می کنند و مدیران آنها هستند که به محیط کارشان چنان روحی می دهند که کارکنانشان در نهایت باروری کار می کنند و نتیجه آن را باید به صورت محصولات رنگارنگ و با کیفیت مرغوب برای مصرف کنندگان به بازار عرضه می دارند. در حقیقت کالاها مظاهر اندیشه و کار انسانها هستند، و در پی محصولات انسانهای خالق و عرضه کننده آنها قرار دارند (کاظمی، ۱۳۸۰، ص ۲۰).

ضمنا انسانها از دید علم روان شناسی به سبب عواملی چون «تفاوت های فردی»، «منافع متقابل»، «حیثیت انسانی» و «انگیزش» به کلیه جانداران کره زمین دارای امتیاز و برتری می باشند. در واقع انسان اشرف مخلوقات و جانشین خداوند بر روی کره زمین و تمام منابع مادی خود مانند ساختمانها، ماشین آلات، ابزار و ادوات، بیش از انسانها، یعنی کارکنان خود، توجه مبذول می دارند. همان طور که خاطر نشان شد، عامل انسانی با ارزش ترین سرمایه ها و منبع عظمت و کمال هر سازمان است. لذا با عوامل انسانی باید در نهایت عزت و احترام برخورد کرد؛ چرا که سرمایه های مادی، نخست به خودی خود قابل استفاده نیستند، و دیگر آن که  در صورت ضایعات، قابل جبران و ترمیم اند. حال آن که انسانهای متخصص، متعهد و با تجربه که سالها وقت صرف تربیت و پرورش آنها شده و سرمایه گزافی برای آماده کردن آنها مصروف گردیده است و پس از سالها صرف وقت و برنامه ریزی به اوج بازدهی رسیده اند، در صورت خارج شدن از سازمان، به آسانی و در زمان اندک قابل جایگزین شدن نیستند؛ و در صورت فقدان آنها، زیان و لطمه بزرگی به سازمان وارد خواهد آمد. به بیان دیگر، عرضه نیروی انسانی توانمند و کارآمد امری محدود، وقتگیر و پرهزینه است و مستلزم صرف وقت، نیرو مخارج هنگفت می باشد

بالا