لوگو سفید

برگی از کتاب برنامه ریزی درسی درآموزش عالی

فهرست مقاله

رویکردهای یادگیری محور در برنامه درسی دوره کارشناسی

تلفیق تئوری با عمل

اصلاح برنامه های یادگیری- محور در دوره های آموزشی کارشناسی جزیی از فرآیند وسیع اصلاحات مختلف مانند اصلاح برنامه درسی، رویکردهای آموزشی در مؤسسات آموزش عالی است.

(Garrand tag, 1995, Hubball and Burt 2004)

این برنامه درسی ریشه در پداکوژیکی ساختار گرایی و یادگیری مبتنی بر بافت[1] دارد و بر یادگیری گروهی، ارتباط میان برنامه های درسی، تلفیق، پداکوژی های گوناگون و متنوع، توصیف دقیق پیامدهای یادگیری و اثرات و عملکردهای برنامه های درسی دانشگاهی تأکید دارد.

(Barab and Dutty, 2000, Ewell, 1997, Gold, 1997, Hansman 2001, Lare and Wenger, 1991, Wenger, 1998)

مفروضات اساسی این برنامه به گونه ای است که دانشجویان، اساتید، و افراد ذینفع در سطح وسیعی باید در فرآیند اصلاحات فعال باشند. در واقع تمام بخش های علمی و آکادمیک در سطوح مختلف برنامه باید در این فرآیند فعال بوده و آن را به شکل های مختلف اجرا نمایند این نوع برنامه متمرکز بر تلفیق، پراکوژی های گوناگون، پیامدهای یادگیری وابسته به قرائن می باشد و پیامدهای یادگیری باید از سطوح بالا انتخاب شود (توصیف، تفکر انتقادی، مسئولیت پذیری درباره کاربرد اصول اخلاقی، پژوهش های مؤثر، مهارت های ارتباطی و حل مسأله) این برنامه طوری باید طراحی شود که قابلیت سنجش داشته به راحتی قابل بوده و به گونه ای به زندگی دانش آموزان به عنوان شهروندان این جهان متنوع، مرتبط باشند.

(Baird. 1996, Brescian, 2006, Clanchy and Ballard, 1995, Cox and Richlir, 2004, Erick soa 2009. Hubballand Poole, 2004, Hubball and Burt, 2004. Kanpol, 1995)

بطور عملی، رویکردهای معاصر دانشجویان را از پیامدهای یادگیری و آنچه انتظار می رود در پایان یک برنامه مطالعاتی بدست آورند، آگاه می سازد. در این صورت آنها می توانند دقت و انرژی خود را تنظیم نموده و برای ارزشیابی نیز راحت تر آماده شوند و در عین حال بین قسمت های مختلف برنامه ارتباط لازم را یافته و آن را به صورت یکپارچه بفهمند و انتقال یادگیری خیلی بهتر انجام پذیرد. این رویکردها باعث ارتباط برنامه های درسی و اهداف به صورت معنی دارتر حتی در سطح وسیع آن می شود و به فهم یادگیرنده کمک می کند.

اساتید مدیران را (با توجه به محدودیت منابع) کمک می نماید تا هر کدام به نوبه خویش برنامه های مطالعاتی، اهداف واحدها، تجربیات یادگیری مناسب و سنجش و راهبردهای ارزشیابی را به بهترین نحو تشخیص دهند.

(Nichols, 2002)

لازم به یادآوری است که به منظور بر آوردن نیازهای متعدد و حصول هدف های ایده آل دوره های کارشناسی داشتن یک راهبرد اجرایی تنها (به مانند یک کتاب آشپزی) درباره تدوین برنامه درسی کفایت نمی کند. بنابراین تدوین، اجرای ارزشیابی برنامه درسی یادگیری- محور باید یک فرآیند سطح عالی دانشگاهی باید باشد و مؤسسات آموزشی نسبت به پژوهش تعهد داشته تا بتوانند باعث بهبود کیفیت آموزش شده و در بکارگیری برنامه درسی مناسب دانشگاهی کمک نمایند.

پژوهش در کاربرد برنامه درسی

در حالی که در سال های اخیر حرکت ها و پژوهش های زیادی درباره یاددهی- یادگیری (SOLT)[2] شده است اما توجه کمتری به پژوهش در عمل برنامه های درسی (SOCP)[3] شده است. در قلب پژوهش در کاربرد برنامه درسی رویکردی درباره آموزش عالی مطرح می شود که برنامه های درسی را با تحقیقات پداکوژیکی در زمینه های مطالعاتی تلفیق می نماید. (SOCP) مفهومی جدید و مهم در زمینه های مختلف شکل دهی اصلاحات برنامه درسی کارشناسی است.

وقتی درباره پژوهش های یاددهی یادگیری صحبت می کنیم باید به اختلاف این دو نوع پژوهش (SOLT) و (SOCP) توجه داشته باشیم. اگرچه که هر دوی این ها ارائه گر نیروی شگرف در بهبود برنامه های درسی یادگیری محورند.

رویکردهای پژوهشگرانه در بکارگیری برنامه درسی می تواند تمامی اعضاء هیأت علمی و اساتید دانشگاه را در اعمال تغییرات مثبت و مهم در طراحی دوره های درسی و کاربرد آنها درگیر نماید. رویکردهای پژهشی در کاربرد برنامه درسی جزء مهم و کلیدی در فهم و یادگیری دانشجویان است و برای تدوین برنامه های تلفیقی، منسجم، پاسخگو و منعطف نیز نقش اساسی ایفا می کند. همچنین در ارزیابی اثربخشی تجارب یادگیری در مراحل و شرایط خاص نیز مؤثر واقع می شود.

روش اقدام پژوهشی در واقع مرکز و هسته رویکردهای پژوهشگرانه در کاربرد برنامه درسی است. اقدام پژوهشی تئوری و عمل را در یک فرآیند چرخه ای و سیستمی در جستجوگری که شامل آزمایش فرضیه، برنامه ریزی، مشاهده، تجزیه و تحلیل و اقدام می باشد را درونی می کند.

بالا

سبد خرید شما 0