لوگو سفید

برگی از کتاب توانمند سازی والدین

فهرست مقاله

کلیات و مفاهیم

کودکی یکی از مراحل مهم زندگی است که در آن شخصیت فرد ایجاد و تأسیس می‌شود. بیشتر تناقض‌ها و اختلالات رفتاری در دوران بلوغ و بزرگ‌سالی، از سهل‌انگاری در رابطه با مشکلات عاطفی و رفتاری کودکی مثل فقدان راهنمایی مناسب در فرآیند رشد و تحول نشئت می‌گیرد.مشکلات رفتاری معمولاً در سال‌های نخستین دوره کودکی مشاهده می‌شوند و بین سنین 8 تا 15 سالگی به اوج خود می‌رسند.

هر جامعه‌ای وظیفه دارد فرزندان را در جامعه ملزم به معاشرت کند. هرچند بیشتر اوقات، عوامل مدرنیزاسیون و شهرنشینی از بسیاری جهات این تلاش را ناتوان کرده‌اند و کار جامعه‌پذیری کودک در مدارس واگذارشده است. با وجود همین عوامل، مدارس به جای آگاهی اجتماعی کودک، خود را به نوع دیگری از مؤسسات علاقه‌مند به عملکرد تحصیلی کودک تبدیل کرده‌اند. تا حدودی، جوامع روستایی نقش خود را از طریق رویدادهای مختلف اجتماعی انجام داده‌اند و کودک در این مناطق از یک کودک شهری بهتر اجتماعی می‌شود. مدارس تنها مؤسساتی هستند که می‌توانند به اندازه کافی به‌طور مؤثر در جامعه‌پذیری کودکان کمک کنند. یک معلم خردمند و آگاه از ارزش والای همکاری معلم و والدین در تربیت فرزند خوب به نام یک دانش آموز غافل نخواهد شد و او باید هر وقت لازم و ممکن باشد این همکاری را مشتاقانه دنبال کند. والدین نیز باید به دنبال همکاری مشابه از معلم باشند. بااین‌حال، همه والدینیا معلمان برای این همکاری نیستند. هدف مدرسه از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. نوع صحیح آموزش بسیار مهم‌تر از هر نوع ثروت است؛ بنابراین، تدریس به معنایخو گرفتن و حتی از بین بردن خصوصیات شیطانی ریاضت است. علاوه بر این آموزش بدنی و آموزش‌وپرورش مغز به حداکثر ظرفیت در جهت صحیح نه‌تنها برای کودک بلکه برای رفاه و منافع کل جامعه است؛ بنابراین مدرسه قرار است کودک را به هر معنی و به هر قیمتیملزم به معاشرت کند(کازدین[1]، 2018).

كودكان در خانه به مشكلات خانواده واکنش نشان می‌دهند و اين نوع رفتارها به مدرسه منتقل می‌شود. والدین می‌دانند که پرورش کودکیک دوره آسان نیست. کودکان عصیان می‌کنند،پشیمان می‌شوند و هر کاری که می‌کنند تا گاهی مقابل والدین خود قرار بگیرند. اینیک واقعیت زندگی است و همه ما می‌توانیم به روزهای جوانی خودمان فکر کنیم و به مسائل مختلف در درون خود بپردازیم.برگزاری کلاس‌های آموزشی والدینبرای معلمین گزینه بسیار خوبی برای بسیاری از افرادی است که قبل از اینکه دیر شود،راهی برای رسیدن به فرزندان خود پیدا کنند؛ بنابراین مدارس مکان‌های بسیار مهمی هستند که به غیر از بهبود عملکرد تحصیلی، به کودکان روش‌های زندگی با دیگران را از طریقاجتماعی کردن آن‌ها که توسط معلمان برای کودکان طراحی شده است، می‌آموزند.

معلمان مدرسه و حتی مدارس خارج از خانه در هدایت فرزندان به سعادت، مشارکت فعال در اجتماعات و موفق شدن در چیزهایی که از ارزش برخوردار است، کمک می‌کنند. چه راهی بهتر از بردن فرزندانمان به مدارس براییادگیری و هدایت آنها به معادن طلا و یادگیری هنر رهبری و مهارت مدیریت زندگیاست؟

درحالی‌که کودکان در مدرسه مشکلات زیادی دارند که شامل تطبیق اجتماعی تا سازگاری تحصیلی است و این امر بر عهده والدین، ​​معلمانوکلجامعه‌ای است که کودک در آن زندگی می‌کند و باید محیط لازم را برای کودک برقرار کند تا بتواند به طرز مثبتیدر آن جامعه تعامل داشته باشد.مدرسه می‌تواند از طریق اجرای برنامه‌های آموزشی/ تدریسی، از طریق تعامل با همسالان در مدرسه و از طریق تعامل معلم و دانش آموز، توسعه رفتار خوب در کودکان را شکل یا تغییر شکل دهد. قوانین و مقررات سخت‌گیرانه مدرسه درحالی‌که توسط مدیرانی اجرا می‌شوند که فراموش می‌کنند که با کودکان سروکار دارند و این کار می‌تواند در رشد رفتار کودکان بسیار سخت‌گیرانه باشد. اگر به دلیل این قوانین و مقررات و مجریانی که نمی‌توانند متوجه شوند که با انسان‌ها سروکار دارند که یادگیری آنها منوط به کشف آنها می‌باشد،سعی می‌کند نتایجی داشته باشد و البته انسانی که شورش علیهقوانین را تحسین می‌کند، در آن صورت بیشترزمان صرف کنترل فعالیت‌های رفتاری کودکان خواهد تا اینکه آنها را به شکلی بهتر انداخت.ازاین‌رو برای معلمان مهم است که ماهیت و نوع کسانی که دانش آموزان آنها هستند را درک کنند(نیکولاس[2]،1984؛ نقل از ناظمی اردکانی، 1386).

رشد شخصیت سالم کودک به بلندی روابطش با والدین بستگی دارد. کودک نیازهای عاطفی مانند عشق و محبت، محافظت با گرمی، پذیرش، شناخت امنیترا از والدینمی‌خواهد. اگر از آنها محروم شود، مشکل ایجاد می‌کند. از طرف دیگر، امنیت و حمایت بیش‌ازحد ممکن است کودک را وابسته کند. مسائل مربوط به مهارت‌های والدینیا افسردگی والدینیا سایر مشکلات ممکن است یک عامل خطر باشد. به نظر می‌رسد طلاق والدین، شاید تنها در صورت بروز اختلافات خانوادگییا بی‌نظمی خطر را افزایش می‌دهد، اگرچه یک رابطه گرم حمایتی با یک والدینهم ممکن است این خطرات را جبران کند. به نظر نمی‌رسد که جزئیات مربوط به تغذیه نوزاد، از شیر گرفتن، آموزش توالت و غیره به‌طور عمده با روانشناسی مرتبط باشد. حریم خصوصی اجتماعی اولیه،یا فقدان روابط مداوم، هماهنگی، ایمنی، تعهد، در بروز اختلالات روانی نقش داشته است(ناظمی اردکانی، ۱۳۸6).

مهم است که خانواده‌ها را برای بهره‌مندی از کودک درحال رشد در کنار هم نگه دارید تا کودک را با ارزش‌های خانواده و اخلاقی غنی‌تر کند. همچنین حائز اهمیت است که هنجارها و ارزش‌های جامعه برای اجتماعی شدن مناسب کودک بسیار موردتوجه همه اعضای جامعه قرار گیرد. سرانجام اهمیت مدرسه در شکل دادن به کودک به نفع کل جامعه و ملت به‌طورکلی بایدموردحمایتهمه باشد زیرا بدون اینکه همه به مدرسه احترام بگذارند به‌عنوان سیستمی که باید فرزندان برای توسعه از آن عبور کنند، آنچه خانواده‌ها و جامعه در کودک شکل داده‌اند نابود خواهد شد. در زمان كودكی، كودكان بايد نزديك والدين باشند و رفتار آنها مشاهده شود و در صورت لزوم با روش‌های مختلفي اصلاح شود كه به رشد كودكان در جهت مطلوب كمك می‌کند. روش‌های مختلف اطمینان از نزدیکی خانواده، به‌عنوان‌مثال با ایجاد رسم و رسوم خانوادگی ویژه‌ای که برای رفاه کودک و هر یک از اعضای آن خانواده فراهم باشد، خواهد بود. لازم است پدران و مادران با همكاری از رفاه كودك درحال رشد مراقبت كنند و مانند پدر «پدری» و مادر «مادری» كنند؛ بنابراین، ادغام کودک با خانواده تأثیر منفییا مثبتی بر میزان عاطفی خانواده، اندازه خانواده و موقعیت کودک در آن روابط خانوادگی و والدین دارد. نگرش والدین از قبیل محافظت بیش‌ازحد، مجاز بودن و غیره همه تأثیراتی در رفتار کودک دارد(صادقی، ۱۳۸۷).

برنامه آموزش مدیریت والدین توسط بارکلی[3] (2005)، برای کودکان دارای مشکلات رفتاری نظیر کودکان بیش‌فعال، کودکان دچار اختلال نافرمانی مقابله‌ای و نظایر آن، طراحی‌شده است. راهبردهای شناختی نهفته در این برنامه باعث تغییر نگرش افراد خانواده نسبت به کودک دارای اختلال نارسایی توجه-بیش‎فعالی می‌شود؛ یعنی تحمل و پذیرش را در والدین این کودکان افزایش می‌دهد. برنامه آموزش مدیریت والدین به والدین می‌آموزد چگونه مقدماتی مانند قوانین و دستورات را و عواقبی مانند تنبیه و پاداش را برای رفتارهای هدف، مانند فرمان‌برداری و نافرمانی در محیط کودک اصلاح نمایند. سپس والدین این روش‌ها را در خانه به منظور کاهش رفتارهای مشکل‌ساز و افزایش رفتارهای مناسب به کار می‌گیرند. پژوهش‌های مختلفی نشان می‌دهد که آموزش مدیریت والدین تأثیر مطلوبی بر اصلاح رفتار کودکان دارای مشکل دارد و منجر به کاهش علائم بیش‎فعالی-نقص توجه کودکان و بهبود کارآمدی والدین آن‎ها می‌شود (فیض‌اللهی و همکاران، 1399).

این تکنیک‌ها بر اساس اصول شرطی‌سازی عامل کار می‌کند و از پیش‌درآمد و پیامد رفتار برای شکل‌گیری آن استفاده می‌شود. در این مهارت به والدین به‌صورت فعالانه آموزش داده می‌شود که رفتار خود با کودک را مدیریت کنند. این مهارت از طریق  تمرین، ایفای نقش، بازخورد و الگوسازی که توسط درمانگر صورت می‌گیرد آموزش داده می‌شود.هدف این است که والدین به شیوه عملی بیاموزند چگونه با کودک خود رفتار کنند.

آموزش والدین[4] 

مداخلات رفتاری خانواده (BFIs)[5] در زمره مداخلاتی هستند که به‌طور گسترده ارزیابی‌شده و برای کمک به کودکان با مشکلات سلامت روان به‌خصوص آنهایی که مشکلات سلوک دارند در دسترس می‌باشد (ساندرز[6] و ترنر، ۲۰۰۵). منظور از آموزش والدین مداخلات آموزشی می‌باشد که هدف آن کمک به والدین جهت مقابله بهتر با مشکلاتی است که آنان در رابطه با کودکشان دارند و به منظور اصلاح الگوی تعاملی میان والدین و کودک طرح‌ریزی‌شده است. اساس آموزش والدین بر این دیدگاه استوار است که تمامی رفتارها یاد گرفته‌شده توسط کودک و در واقع هر رفتاری که به عنوان نتیجه مقاومت کودک و مسائلی که در محیط کودک می‌باشد را کنترل نمایند. هدف از آموزش به آنان این است که کنترل خود را در جهت بالا بردن رشد سالم رابطه والد فرزندی به کار برند (صادقی، ۱۳۸۷).

این برنامه‌های آموزش به والدین در مورد کودکان با اختلالات رفتاری در سنین مختلف و شدت متفاوت توسط مطالعات متعددی مورد ارزیابی قرار گرفته است. بر اساس گزارش کازدین، آموزش رفتاری والدین موفق‌ترین مداخله در کودکان مبتلا به اختلال برون‌ریزی بوده است (تامپسون[7] و براون[8]، ۱۹۸۳؛ نقل از درویش، ۱۳۸۷).

اساس آموزش والدین بر این دیدگاه استوار است:

  1. تمامی رفتار کودک یاد گرفته‌شده است،نه تنها رفتارهایی چون گفتن سلام و متشکرم، بلکه رفتارهای مطلوبی چون گریه کردن و قشقرق راه انداختن. در واقع هر رفتاری نتیجه تعاملات بین کودک و مسائلی که در محیطش اتفاق می‌افتد می‌باشد
  2. والدین می‌توانند مسائلی را که در محیط کودک می‌باشند و در رفتارهای کنونی وی دخالت دارند کنترل نمایند. هدف از آموزش به آنان این است که قدرت کنترل خود را به منظور رشد سالم رابطه والد و فرزندی به کار برند؛ بنابراین لازم است که والدین به (الف) دانشی که آن­ها را قادر می‌سازد تا رفتار کودکانو نوجوانان را درک کنند و (ب) به مهارت و فنونی که آنها را در زمینه کنترل رفتارهایشان کارآمد سازد، مجهز شوند (رجبلو، ۱۳۸۵).

برنامه­های آموزش والدین ازلحاظ اجرا 

آموزش رفتاری والدین در دو شکل گروهی و فردی رودررو به‌صورت موفقیت‌آمیز ارائه شده است (دادز و ساندرز، ۲۰۰۶).

برنامه آموزش والدین به‌صورت فردی: 

در آموزش فردی درمان هم روی والد و هم روی کودک متمرکز است. این روش این مزیت را دارد که فرد مداخله کننده می‌تواند با والدین گام‌به‌گام جلو رود. به دقت مشاهده کند که آنها چگونه با کودک ارتباط برقرار می‌کنند و بنابراین مداخله را اصلاح یا تغییر نماید. در برنامه فردی، فرد مداخله کننده می‌تواند علاوه بر درمان مهارت‌های مدیریتی والدین و کاهش رفتارهای منفی کودک، سازگاری بین والدین را نیز افزایش دهد (هارتمن[9]، استیج[10] و استراتون[11]، ۲۰۰۹).

برنامه آموزش والدین به‌صورت گروهی: 

در دو دهه اخیر پیشرفت اساسی در برنامه‌های گروهی وجود داشته و پژوهش­های بسیاری ازاین‌روش استفاده کرده‌اند. در این روش مشاهده رفتار والد با کودک امکان‌پذیر نیست و درمانگر باید به توضیحات والدین ازآنچه انجام می­دهند و آنچه انجام نمی­دهند اعتماد کند. برخلاف این اعتقاد که برنامه‌های آموزش والدین به شیوه انفرادی تأثیر بیشتری بر میزان علائم اختلالات رفتاری دارد، مقایسه­های یک‌به‌یک نشان داده­اند که هر دو به‌صورت یکسان مؤثر هستند. تنظیم آموزش والدین به شیوه گروهی یک وضعیت کلینیکی است که ممکن است در شرایطی که زمان یا هزینه لازم برای آموزش والدین به‌صورت فردی وجود نداشته باشد استفاده شود. فرمت آموزش والدین به شیوه‌ی گروهی مانند فرمت آموزش والدین به شیوه‌ی فردی تنظیم‌شده است. بااین‌وجود، کودک به‌طور خاص در جلسه حاضر نمی‌شود و والدین فرصت تمرین مهارت با کودک را در جلسه ندارند(گیمیپل[12]و هالند[13]، ۲۰۰۳).

یکی از هدف­های مهم آموزش گروهی والدین ایجاد تغییرات مناسب در رفتار والدین در زمینه ارتباط آنها با کودکشان می‌باشد؛ به‌عبارت‌دیگر، از طریق آموزش گروهی به والدین کمک می‌شود تا به یاری یکدیگر روش­های مناسب‌تری را برای رفتار با کودکانشان پیدا کنند. در آموزش گروهی والدین عقیده اصلی بر آن است که والدین در هر سنی و هرزمانی می­توانند فراگیرند و به توسعه مهارت‌های خود بپردازند(شفیع‌آبادی، ۱۳۷۲).

ویژگی­های آموزش والدین 

حیطه وسیعی از والدین از این برنامه آموزشی سود برده­اند، والدین باسواد، بی‌سواد، سطوحاقتصادی بالا، سطوح اقتصادی پائین، دارای یک کودک و یا چندین کودک، والدین کودکانی که جدید مشکلات رفتاری ایشان شروع شده یا والدین کودکانی که چندین سال دچار مشکلات رفتاری بوده­اند (کازدین[14]، ۱۹۹۷، نقل از رجبلو، ۱۳۸۵). آموزش والدین یکی از روش­های درمان مشکلات رفتاری است که می‌تواند برای درمان پرخاشگری و قانون‌شکنی مفید باشد (پرایس[15]، لندس ورک[16] و راید[17]، ۲۰۰۹).

البته قابل‌ذکر است که والدینی که دارای مشکلاتی چون مشکلات اقتصادی – اجتماعی، افسردگی، اعتیاد، اختلافات زناشویی می‌باشند کمتر می‌توانند از برنامه‌های آموزش والدین استفاده نمایند. در چنین مواردی این برنامه بهتر است با درمان‌های دیگری چون روان‌درمانی فردی همراه شوند (دنگل و پولستر، ۱۹۸۸، نقل از رجبلو، ۱۳۸۵).

بالا

سبد خرید شما 0