لوگو سفید

برگی از کتاب ساختن اعتماد به نفس، انعطاف پذیریو هوش هیجانی در کودکان خردسال راهنمای عملی با استقاده ازطرز فکر، مدرسه جنگل، و هوش‌های متعدد

فهرست مقاله

پاملا استیونز یک معلم دبستان در انگلستان بود که زندگی خود را وقف آموزش ومربیگری صدها کودک خردسال کرد.  اودرهركودكیكهواردكلاسخود می‌شد چیزی می‌دید و می‌دانست كه هر كودكی به شیوه خود استعداد دارد.  پاملا، چهدرمدرسهوچهبهعنوانمعلمخصوصیدراوقاتفراغت، بههمهدانشآموزانشحمایتوراهنمایی لازم را برای شکوفایی داد.  پاملا می‌دانستکهمطمئناًتدریسیکروش “متناسب با همه” نیست و او مجبور است برای حمایت از هر یک از دانش آموزان درکلاس خود معجزه کند، و به آن‌ها اعتماد به نفس، درخشش و رشد بدهد.  هرروزنیستکه با معلمی مانند پاملا روبرو می‌شوید، و من خوشبختانه یکی از شاگردان او بودم.  هفت ساله، در اواسط سال وارد کلاس او شدم، و در مقایسه با بقیه کلاس عقب مانده .پاملا حامی و پرورش دهنده بود و هرگز هیچ کلمات بی معنی را تحمل نمی‌کرد: می‌توانمبهیادبیاورمکهدربسیاریازمواردگفته بودم: من نمی‌توانم اینکار را انجام دهم و او تگاه میکرد و می‌گفت “البته که تو می‌توانی این کار را انجام دهی” هرگز تردیدی در ذهن او وجود نداشت که من نتوانستم به آن دست یابم و او آن را به شکلی که من فهمیدم نمایشداد.

پاملایاهمانخانماستیونزکهمناورا می‌شناختم، هرروزشنبهصبحبرایمدتی در انگلیسی و ریاضیات ابتدایی بمن کمک میکرد و تا زمان مرگش، متاسفانه تا مارس 2014 که  درگذشت با ما در تماس بود. دیدن بسیاری از دانشجویان سابق او در مراسم تشییع جنازه اش به دلیل اعتماد به نفس، مقاومت و حمایتعاطفی که  به تک بک ما ارائه می‌داد.  خانماستیونزبهماتواناییباورکردنبهخوداستعدادهایخودرادادو می‌دانست که اگر ذهن خود را به کار بیندازیم می‌توانیم به هرچیزی که می‌خواهیم برسیم، و من برای همیشه ممنون او خواهم بود.  من می‌دانمکهاوبه هر آنچه دانش آموزانش برای رسیدن به آن افتخار کرده اند بسیار افتخار خواهد کرد و اگربه او می‌گفتم که در حال نوشتن کتاب هستم، می‌گفت: “خوب، البته تو، جیمی”، ومخفیانه می‌دانم که اوپر از افتخار بمن است.  منفکر می‌کنمهمهما می‌توانیمبهزندگیخودنگاه کنیم و کسی را پیدا کنیم که ما ازاو الهام گرفته باشیم، چه از معلم باشد، چه از اعضایخانواده یا یک دوست که از ما حمایت کند و به ما اطمینان دهد.  تأثیریکهکسی می‌تواند بر زندگی ما بگذارد، چه مثبت و چه منفی، می‌تواند سفرهای ما را شکل دهد، به ویژهدر سال‌های اولیه ما که 90 درصد رشد مغز در سن پنج سالگی اتفاق می‌افتد و تجربیات مادر این مدت تأثیر عمیقی بر  آیندهما دارد.  من می‌خواستمکتابیایجادکنمکهشمابه عنوان مربی قادر باشید درک کنید چگونه با اعتماد به نفس و خودباوری از کودکان حمایتکنید، به آن‌ها بیاموزید که چگونه مقاومت کنند و حتی در صورت بروز مشکل سخت تلاشکنند و به آن‌ها اجازه دهد با آن‌ها در ارتباط باشند و احساسات آن‌ها را درک کنید  ازهمه مهمتر، من می‌خواهم این کتاب طوری قابل استفاده باشد، که معنی و خواندن آن آسان باشد، زیرا وقتی ما با چیزی ارتباط برقرار می‌کنیم که درک آن آسانتر است و سپس آن را عملیمی­کنیم.

منبهنظریه‌ها ورویکردهایمختلفهریکازفصل‌ها از جمله رشد فکری،مدرسه جنگل و هوش‌های چندگانه از نزدیک خواهیم پرداخت.  نگراننباشید، منقصد دارممقدمه آن‌ها را جدا، جداکنم، به سال‌های اولیه متصل می‌کنم و مثالهایی از فعالیت را بیان می‌کنم که چگونه می‌توانید ایده‌ها را در آموزش و بازی بیاورید.  هنگامی که من برنامه ریزی این کتاب را شروع کردم، محتوا را بر اساس این واقعیت انتخاب کردم که تئوری‌ها و رویکردها با یکدیگر همپوشانی دارند و بهم پیوسته اند و دیدگاه منحصر به فردی در مورد آموزش ایجاد کنند.  من می‌خواهمشمامربیباشیدکهکودکاندرآیندهبهآننگاه می‌کنند و می‌گویند، “اینشمابودیدکهدرزندگیمنتأثیرگذاشتید”، اینشمابودیدکهبهمناعتمادبهنفسدادید.  بنابرایناجازهدهیدبهشماکمککنماعتمادبهنفسوخود باوری  را در توانایی‌های خود پیدا کنید تا کاملاً به معنای واقعی کلمه زندگی کودکان خردسالی را که آموزش می‌دهید تغییر دهید. ویلیام آ وورد یک بار گفت معلم متوسط می‌گوید، معلم خوب توضیح می‌دهد. معلم برتر نشان می‌دهد. (مرتس 2010، ص 118). من واقعا معتقدم که معلمان عالی شاگردان خود را می‌فهمانند، شرح میدهند، و الهام می‌بخشند.  اما کسانی که اعتماد به نفس خود را تقویت می‌کنند و به شاگردان خود نیز اعتقاد دارند، دوم هیچ نیستند.

بالا

سبد خرید شما 0