لوگو سفید

برگی از کتاب نظارت پژوهشی

فهرست مقاله

برگی از کتاب نظارت پژوهشی

برگی از کتاب نظارت پژوهشی برای دوستان  یکی از بزرگ‌ترین آمال جوامع امروزی، به دست آوردن جایگاهی شایسته در حوزه علم و فن‌آوری است، چرا که امروزه علم مزیت رقابتی اصلی در عرصه بین­المللی و مهم‌ترین منبع تولید ثروتمحسوب می‌شود. گذشت آن زمانی که کشورها برای توسعه و پیشرفت، دل به منابع طبیعی خود می‌بستند، منابعی که مصرف روزافزونآن‌ها نه تنها باعث ازبینرفتنشانمی‌شود، بلکه زندگی بشر و طبیعت را به مخاطرهمی‌اندازد(مانند نفت، گاز، زغال‌سنگ، و امثالهم). در جهان امروزی ملل هوشمندیکه در عمل (و نه صرفاً با شعار) قدر و ارزش علم و سرمایه فکری را دانسته‌اندبه خوبی توانسته­اند با حداقل هزینه و صرف منابع طبیعی، جایگاه خوبی در میانملل توسعه یافته به دست آورند. شاهد اصلی این مدعا را می‌توان کشورهایی چونسنگاپور، مالزی، هندوستان، ژاپن و امثالهم دانست کهمنبع اصلی تولیدسرمایه‌شاننه منابع زیرزمینی، بلکه افکار و اندیشه‌های شهروندانشان است.

اما مهم‌ترین ابزار هر جامعه برای تولید علم و فن‌آوری، نهاد آموزش عالی است.آموزش عالی تبلورآمال و آرزوهاییک ملت برای تربیت فرهیختگانی اندیشمند ومؤثر برای جامعه است. شاید به همین دلیل باشد که کمتر ملتی از هزینه کردن برای دانشگاه دریغمی‌ورزد یا خساست به خرج می‌دهد. اما انتظار جامعه درقبال هزینه‌های آموزش عالی چیست؟تربیتفارغ‌التحصیلانی که اندیشه­ورزی، توانایی حل مسئله، نوآوری، رفتار اخلاقی،و تولید ثروت از ویژگی­های اصلیآن‌ها باشد. اما سؤال بعدی که در اینجا مطرحمی‌شود این است که آموزش عالی ایران تا چه اندازه توانسته است این انتظارات رابرآورده سازد؟ البته قصد بنده این نیست که در اینجا با استفاده از آمار رسمییاغیررسمی به توجیه ادعای خود بپردازم. اما تجربه ناشی از چندین سال حضور درمجامع دانشگاهی به من نشان داده است که دانشگاه‌های ایران نه تنها با روش­های سنتی خویش اندیشه‌ورزی را می­کشند بلکه مهارت‌های مکتسبه افراد در طولزندگی را نیز از آن‌هامی‌گیرند و آن‌ها را به کسانی تبدیلمی‌کنند که بزرگ‌ترین آمالو آرزویشان استخدام در یک نهاد دولتی و کسب درآمد اندک در قبال حداقل کوششو تلاش است. بله! واقعیت این است که دانشگاه ایرانی امروزه کارکردهای ضد علمی و ضداجتماعی‌اش بر کارکردهای جامعه پسندش تفوق پیدا کرده است. نمونه این مدعا رساله‌های دانشجویی در مقطع ارشد و دکتری هستند. امروزه رساله‌هایدانشجویی نماد بارز بی­اخلاقی و بی‌نظمی آکادمیک در جامعه ایرانی هستند. موضوعاتی کهبه هیچ وجه دغدغه اصلی این جامعه نیستند، استادانی که هیچ‌گونه تعهدی به اجرای درست پروژه ندارند، دانشجویانی که پایان‌نامه‌شان چیزی جز سرقت علمی نیست،مؤسساتی که کاری جز فروش پایان‌نامه و اجرایپژوهش‌های بدون پشتوانه علمی ندارند، و موارد مشابه دردناکی که در این مقال نمی‌گنجد.نظارت پژوهشی(هدایت فرایند اجرا و نگارش پایان نامه‌ها و رساله‌های دانشجویی) فرآیندی است که هدف آن نظم‌بخشی به پروژه‌های دانشجویی در تحصیلات تکمیلی است.نظارت پژوهشی حوزه­ای کمتر شناخته‌شده در آموزش عالی ایران است. عمده اساتید ایرانی کماکانبه صورت سنتی و صرفاًبر اساس آنچه خود در دوران دانشجویی تجربه کرده‌اند بههدایترساله‌های تحصیلات تکمیلی می‌پردازند. این در حالی است که نظارت پژوهشی حوزه‌ای شناخته شده در مدیریت آموزش عالی در جهان است و هر ساله پژوهش‌هایگسترده‌ای به منظور نظریه‌پردازی و مدل پردازی در این زمینه صورت می‌پذیرد. حتی کنفرانس نظارت پژوهشی که هر دو سال یک‌باردر آفریقای جنوبی برگزار می‌شود به محل گردهمایی اندیشمندان و علاقه‌مندان حوزهنظارت پژوهشی تبدیل شده است.

 

بالا

سبد خرید شما 0