لوگو سفید

برگی از کتاب هدف گذاری

فهرست مقاله

برگی از کتاب هدف گذاری

برگی از کتاب هدف گذاری برای دوستان هدفمند

***کسى كه به امور بیهوده و بی‌هدف روى آورد،كم خرداست***

        امام علی (علیه‌السلام)

**** وقتی برای هدفی می‌جنگید،چیزی ازدست نمی‌دهید،فکرمی‌کنم بازنده واقعی کسی است که هدفی ندارد***

محمدعلی کلی، قهرمان بوکس جهان

مارک مک کرومیک[1] در کتاب «آن‌ها چه چیزی در مدرسه بازرگانی هاروارد[2] به شما نمی‌آموزند» به نتایج پژوهشی اشاره می‌کند که بین سال‌های 1979 تا 1989جمعی از دانشجویان دوره‌یMBAدانشگاه هاروارد را مورد مطالعه قرار داده است. در این مطالعه از دانشجویان سؤال شد که «آیا برای آینده خود هدفی دارید و برنامه‌ای برای تحقق اهدافتان نوشته‌اید؟» پاسخ دانشجویان به این پرسش نشان داد که تنها 3 درصد افراد اهداف خود را نوشته و برای تحقق بخشیدن به آن برنامه داشتند؛ 13 درصد افراد نیز برای خود هدف داشتند اما هدف خود را مکتوب نکرده بودند، همچنین 84 درصد دانشجویان نیز اذعان کردند که برای آینده خود هدف مشخصی ندارند. بعد از گذشت 10 سال تیم پژوهشی هاروارد افرادی که پیش از این با آن‌ها مصاحبه کرده بود را رصد کرد و به بررسی موفقیت‌هایآن‌ها پرداخت. نتایج تاحدی قابل پیش‌بینی بود، اما با این وجود شگفت‌انگیز به نظر می‌رسید. پس از گذشت 10 سال، نتایج مطالعه نشان داد 13 درصد افرادی که اهداف مشخصی داشتند اما اهداف خود را مکتوب نکرده بودند دو برابر بیشتر از 84 درصدی که هیچ هدف مشخصی در زندگی نداشتند درآمد کسب کرده اند؛اما جالب اینجا بود کهآن 3 درصدی که اهداف مشخص و مکتوبی برای خود داشتند به طور متوسط 10 برابر بیشتر از 97 درصد بقیه افراد درآمد کسب کرده بودند و تنها تفاوت میان این افراد در واقع همان اهداف روشنی بود که آن‌ها برای خود تعیین کرده بودند.برایان تریسی نیز در کتاب «اهداف!» برای نشان دادن اهمیت هدف‌گذاری در زندگی به مطالعه‌ای مشابه‌ای با مطالعه هاروارد اشاره می‌کند که سال 1953 در دانشگاه ییل[3] انجام شده بود. در واقع در این مطالعه از برخی از دانشجویان در آستانه فارغ‌التحصیلیاین‌گونهسؤال شده بود که «آیا اهدافی را که قرار است در زندگی تحقق ببخشید مکتوب کرده‌اید؟». 20 سال بعد پژوهشگران به سراغ همان فارغ‌التحصیلان رفتندو دریافتند که 3 درصد افرادی که اهدافی روشن و مکتوب برای زندگی خود داشتند به مراتب موفقیت‌های بیشتری در مقایسه با 97 درصدی که هدفی نداشتندیا هدف خود را مکتوب نکرده بودند به دست آورده‌اند. یافته‌های دو مطالعه‌ای که به آن اشاره شد و نتایج مطالعات دیگری از قبیل لاک[4] (1967)،لاتام و یوکل[5](1975)، لاک، شاو، ساری[6] و لاتام (1981)، استیرز و پورتر[7] (1974) و لاک و لاتام (2013) که در حوزه رفتار انسانی انجام شده است حاکی از جایگاه مهم هدف‌گذاری در زندگی است. برای مثال مطالعات لاک (1967) نشان داد که یک رابطه خطی میان سطح دشواری هدف و عملکرد وجود دارد. این رابطه خطی به این معنا بود که عملکردافرادی با اهداف دشوارتر 5/2 برابر بهتر از عملکردافرادی است که اهداف ساده و پیش‌پاافتاده‌ای دارند. این یافته لاک حاصل 12 مطالعه تجربی جدا از هم بود و بعدها نیز فراتحلیل‌های متعددی که روی مطالعه‌های شبیه این مطالعه صورت گرفت نتایج لاک را تأیید کردند. علاوه براین لاک، شاو، ساری و لاتام (1981) با بررسی 53 پژوهش انجام‌شده در حوزه هدف‌گذاری دریافتند که 97 درصد این پژوهش‌ها نتایج مثبت حاصل از داشتن اهداف روشن، قابل اندازه‌گیری و با سطح دشواری بالا را تأییدکرده‌اند و نشان داده‌اند که داشتن اهدافی با ویژگی‌هایذکرشده عملکرد را تا دو برابر افزایش می‌دهد. نتایج پژوهش‌هایذکرشده و بیش از 400 مطالعه تجربی دیگر در زمینه هدف‌گذاری موجب شد تا در سال 1990 نظریه‌ای تحت عنوان نظریه هدف‌گذاری شکل گیرد و دانشی به دانش رفتار انسانی و رفتار سازمانی بیفزاید که به زعم صاحب‌نظران بزرگی از جمله استیون پی رابینز[8] (2010) و گریفین و مورهد[9] (2014)  نظریه هدف گذاری جزء معدود نظریه‌های حوزه رفتار سازمانی است که تاکنون به قوت خود باقی‌مانده و نقض نشده است. همچنین یافته‌های تیم تحقیقاتی مدرسه پزشکی ماونت ساینا[10] که حاصل 10 مطالعه بر روی بیش از 137 هزار نفر بود، نشان داده است که داشتن هدف در زندگی با کاهش 23 درصدی مرگ ناشی از همه مؤلفه‌ها و همچنین کاهش 19 درصدی خطر حمله قلبی در ارتباط است. نتایج این تحقیقات اهمیت داشتن هدف درزندگی را به عنوان مؤلفه‌ ای تعیین‌ کننده در سلامت ارزیابی می‌کند و اثراستراتژی‌ های خاص برای ارتقای هدف مندبودند زندگی را می‌سنجد. جزییات این مطالعه در نشست علمی EPA/ سبک زندگی 2015 انجمن قلب آمریکا[11] ارائه شد.

اما علی‌رغم اهمیتی که هدف‌گذاری در زندگی و کسب موفقیت‌ها دارد هنوز هم بسیاری از افراد اهدافی روشن، قابل اندازه‌گیری و با محدوده زمانی مشخصی برای خود ندارند که بخواهند به سمت آن حرکت کنند. به اعتقاد برایان تریسی چهار دلیل عمده وجود دارد که افراد هدف‌گذارینمی‌کنند و آن را جدی نمی‌گیرند، این دلایل در ذیل آمده است:

  • بسیاری از افراد به اهمیت هدف‌گذاری پی نبرده‌اند. اگر افرادی که بیش‌ترین وقت خود را با آن‌هامی‌گذرانیدمثلاً خانواده، دوستان، همکاران و دیگران هدف روشنی نداشته باشند یا نسبت به هدف خود متعهد نباشند شانس موفقیت شما در زندگی را کاهش می‌دهند.
  • آن‌هانمی‌دانند که چگونه باید هدف‌گذاری کنند. بعضی از افراد اهداف کلی را برای خود وضع می‌کنند، اهدافی که معمولاً غیرواقعی بوده و برای بسیاری از افراد مشترک است. درحالی‌که هدف صحیح باید روشن، مکتوب و قابل اندازه‌گیری باشد.
  • ترس از شکست دارند. شکست معمولاًدردآور است اما اغلب برای دست‌یابی به موفقیت‌هایبزرگ‌تر لازم است. انسان‌هاباهدف گذاری نکردن در زمینه‌هایی که فکر می‌کنند ممکن است شکست بخورند ناخودآگاه و ناخواسته آینده خود را خراب می‌کنند.
  • افراد ترس از ترد شدن دارند.افراد اغلب می‌ترسند که اگر نتوانند هدف خود را تحقق ببخشند دیگران آن‌ها را سرزنش و ترد کنند.

برخود لازم می‌دانم خدمت مخاطبان عزیز عرض کنم که کتاب‌های متعددی در حوزه هدف‌گذاری به رشته تحریر آمده‌اند و برخی از این کتب نیز به زبان فارسی ترجمه‌شده‌اند، اما بانگاهی گذرا به کتاب‌های موجود متوجه می‌شویم که عمده این کتاب‌ها متمرکز بر چیستی و چرایی هدف‌گذاریبوده‌اند و چندان به چگونگی هدف‌گذارینپرداخته‌اند. یکی از وجه تمایزهای این کتاب در مقایسه با دیگر کتاب‌هایی که در این زمینه تألیف یا ترجمه‌شده‌اند این است که با رویکردی کاملاً عملی به مقوله هدف‌گذاری نگریسته و سعی دارد به صورت گام به گام و با تمرین و تکراربه مخاطب کمک ‌کند تا قابلیت و مهارت هدف‌گذاری را یاد بگیرد و بتواند مهم‌ترین اهداف زندگی خود را شناسایی و اولویت‌بندی کند و برنامه عملیاتی را نیز برای تحقق اهداف خود تدوین نماید. مترجم کتاب سال‌ها است که کارگاه‌های متعددی را در حوزه هدف‌گذاری، مدیریت زمان و مبانی موفقیت برگزار می‌نماید و منابع متعددی نیز در این حوزه مطالعه نموده است و شاید بتوان گفت یکی از دلایل اصلی انتخاب این کتاب جهت ترجمه نیز همین رویکرد عملی کتاب به مقوله هدف‌گذاری بود، چرا که هر فصل از کتاب به صورت کاملاً عملی و کارگاهی و متفاوت از بسیاری از منابع دیگر هدف‌گذاری، پیگیری و تحقق اهداف را آموزش می‌دهد و علاوه بر این، نویسندگان کتاب برای تفهیم مطالب از مثال‌های متعددی که در تجارب کاری خود با آن مواجه بوده استفاده کرده‌اند. لذا امیدوارم کتاب پیش رو بتواند برای همه مخاطبان مفید واقع شود و کمکی باشد تا بتوانیم گامی در راستای ایجاد زندگی شاد و مبتنی برهدفبرای خود و دیگران برداریم.

مقالات علم استادان

بالا

سبد خرید شما 0